خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آن کس که انسان هست و از احساس سرشار است
تا بدانی که در موج نگاه زندگی خواهم کرد
و شب تاریکم دلگیر نیست
که به صبحت زیباست
به نگاه بارن
به صدایی که همین نزدیکیست
به همان جمله که سهراب نوشت
ا م ی ن
۸۷
---------------------------------------------------
سر زمین یادها یادش بخیر
روزگار فریادها یادش بخیر
دیدهی خونین من ، چشم براه
آه
آسمان غم
آن صداها یادش بخیر
کاش می شد بی صدا فریاد شد
این من خشکیده دل
یادش بخیر
من از سرزمین دوردستها
برای آفتاب شما دعا می کنم
که دیروقسیت هوای سرزمینم ابریست

باز انگار آسمان این دل تنگ مرا میهمان است
و کجا
چشمانی که مرا می خواند
یادگار دوریست آزادی
دنیا به چشمان تو یک سیب است
چه سخت می شود
وقتی ما نگاه ها به تو برای داشتن توست
و من از این می ترسم